السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
424
تفسير الميزان ( فارسي )
مراد از آن ، روز استيصال و هلاكت باشد . * ( « قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ » ) * در اين جمله از قوم هود حكايت مىفرمايد كه آن جناب را به كلى از دعوتش و تاثير كلامش و از ايمان خود مايوس كردند . بعضى « 1 » گفتهاند : اين تعبير خالى از مبالغه نيست ، چون مقتضاى ترديد - چه موعظه كنى و يا از واعظان نباشى - اين بود كه گفته شود : « چه موعظه كنى و چه نكنى » ولى آن طور فرمود تا مبالغه را برساند و بفهماند كه ما به هيچ وجه ايمان نخواهيم آورد . * ( « إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الأَوَّلِينَ » ) * كلمه « خلق » به ضمه خاء و لام و يا سكون لام ، خوانده مىشود ، راغب گفته : « خلق و خلق » - به فتحه خاء و ضمه آن - در اصل يكى بوده ، مانند شرب و شرب و صرم و صرم و ليكن خلق - به فتحه خاء - مختص به هيئتها و اشكال و صور ديدنى است و خلق - به ضمه خاء - مختص به قوا و اخلاقياتى است كه با بصيرت درك مىشود ، نه با چشم ، هم چنان كه در قرآن كريم آمده : « إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » و نيز بنا به قرائتى * ( « إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الأَوَّلِينَ » ) * « 2 » . و اشاره به كلمه « هذا » اشاره به معارفى است كه هود آورده و مردم آن را وعظ ناميدند و معنايش اين است كه اين دعوت به توحيد و موعظه كه تو بدان دست زده اى ، جز همان عادت گذشتگان از اهل اساطير و خرافات چيز ديگرى نيست و اين سخن مانند همان سخنى است كه از ديگران حكايت كرده و فرموده است : « إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ » . ممكن هم هست كه اشاره باشد به شرك و بتپرستى ، كه به تقليد از پدرانشان داشتند و مىگفتند : « وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ - پدران خود را يافتيم كه چنين مىكردند » . بعضى « 3 » از مفسرين احتمال دادهاند كه مراد اين باشد كه خواستهاند بگويند : اين خلق كه در ما است نيست مگر همان خلق اولين ، زنده مىشويم آن چنان كه آنها مىشدند و مىميريم آن چنان كه آنان مردند و بس ، ديگر بعث و حساب و عذابى در كار نيست ، و ليكن اين احتمال از سياق آيه دور است . * ( « وَما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ » ) * در اين جمله معاد را انكار كردهاند ، البته اين در صورتى است كه مراد هود
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 111 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « خلق » . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 198 .